خرید بک لینک
اينكه كسى رو داشته باشى كه تورو بهتر از خودت بلد باشه،

هم خيلى خوبه، هم خيلى بد

مثلاً وقتى بينِ دوستاتون، ساكت نشستى يه گوشه و حرفى نميزنى، ميفهمه كه باز دارى به چيزايى فكر ميكنى كه باعثِ ناراحتيت ميشه، و فقط كافيه يه لحظه نگاهتون گره بخوره تا يه چشمك بهت بزنه و بگه "به چيزاى مسخره فكر نكن، من اينجا كنارتم..." و همين بسه تا بقيه ى روز حالت خوبِ خوب باشه!

يا فكر كن وسطِ دعواتون، بغضت ميگيره، سرت رو ميندازى پايين و به خودت ميگى "نه نه تورو خدا جلوش گريه نكن!..." انگارى كه بفهمه داره گريت ميگيره؟ ديگه دعوا رو كِش نميده، يهو بغلت ميكنه و با خنده ميگه "بچه ننه ى گريه ئو!" همينجا دعوا تموم ميشه!

يا فكر كن مثه من، نتونى وقتايى كه عصبى اى، چيزى توىِ منوى كافه انتخاب كنى، همين كافيه كه دستپاچگيت رو ببينه و بهت بگه "شِـيك يا فرانسه؟" بعد تو پيشِ خودت فكر كنى "لعنتى چطورى يادش ميمونه چى دوست دارم؟!" و با اين فكر، ناخودآگاه لبخند بزنى...

اصلاً اينا رو ولش كن!

صبح زنگ بزنه به زور بيدارت كنه، بگه "خوابالو پاشو ببين چه بارونيه!! يه ربع ديگه دمِ خونتونم بريم بگرديم!!"

اما... اينا فقط قسمتِ خوبه ماجرا بود...

بَديش مالِ وقتيه كه، كسى كه تورو از خودت بهتر بلده، دلش سنگ بشه... وقتى كه ديگه نتونه بهت اعتماد كنه...

اگه طرف سرِ لـَـج بيوفته باهات!!...

اون وقته كه همه چى بد ميشه...

مثلاً ميدونه وقتى با خونه دعوات شده، اگه چند دقيقه باهات حرف بزنه آروم ميشى، اما حرف نميزنه... اتفاقاً خيلى هم بهت بى توجه ميشه!

يا ميدونه وقتى هِى بهش زنگ ميزنى، منتظرى كه باهات قرار بزاره، اما اصلاً به روى خودش نمياره...

ميدونه كه وقتى هِى ميگى "واااى سردمــــه!" يعنى "بغلم كن..." اما بازم انگار نه انگار...

ميدونه كه اگه اسمِ 'فلانى' رو بيشتر از دوبار جلوت بياره عصبى ميشى، اما احمق هِى ازش حرف ميزنه هِى ازش حرف ميزنه...!

ميدونه اگه بيشتر از يه روز نَـبينيش روانى ميشى، هِى نمياد هِى نمياد!

ميدونه اگه بگه دوسِت داره چقدر حالِت خوب ميشه، هِى نميگه هِى نميگه!

آدمايى كه شما رو بيشتر از خودتون ميشناسن و با خودتون سرِ لج نندازين...

چون در آخر برنده ى اين جنگ شما نيستيد،

به هر حال اون، همونقدر كه ميدونه دقيقاً چه چيزايى حالت رو خوب ميكنه، همونقدرم از ترس ها و نقطه ضعف هات باخبَره.

نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 16:12 توسط Shaqayeq|

برچسب: میشناختیم, نویسنده: نیکا صفری تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 4:36

صفحه بندی